ابزار حدیث

اوقات شرعی

loading
 حرکت آگاهانه امام حسین علیه السّلام ..... ص : 49
  مؤلّف گوید: پس از بررسیهای لازم برای ما روشن است که امام حسین علیه السّلام از سرانجام حرکتش آگاهی داشت، و وظیفهاش همان بود که با اطمینان خاطر به آن اقدام کرد، دلایل نقلی پیرامون آگاهی آن حضرت از ماجرای خونین کربلا فراوان است از جمله:
1- گروهی که من نام آنها را در کتاب «غیاث سلطان الوری» ذکر کردهام به من خبر دادند، که شیخ صدوق رحمة اللَّه در کتاب امالی، از
غمنامه کربلا، ص: 50
مفضّل بن عمر نقل کرده (1) امام صادق علیه السّلام از پدرانش روایت نموده که روزی حسین علیه السّلام به حضور برادرش امام حسن علیه السّلام آمد (طبق روایات هنگام مسموم شدن امام حسن علیه السّلام بود) هنگامی که چشم حسین علیه السّلام به چهره برادر افتاد گریست، امام حسن علیه السّلام پرسید: چرا گریه میکنی؟
حسین علیه السّلام فرمود: «
ابکی لما یصنع بک 
، گریهام به خاطر آن مصائبی است که بر تو وارد میشود.»
امام حسن علیه السّلام فرمود: آنچه بر من وارد شود زهری است که آن را به من میخورانند، و به وسیله آن کشته میشوم.
و لکن لا یوم کیومک یا ابا عبد اللَّه، یزدلف الیک ثلاثون الف رجل یدّعون انّهم من امّة جدّنا محمّد صلی اللَّه علیه و آله و سلم 
...، ولی هیچ روزی به سختی روز (شهادت) تو ای ابا عبد اللَّه نیست، که سی هزار نفر تو را محاصره کنند، در حالی که ادّعا میکنند از امّت جدّ ما محمّد صلی اللَّه علیه و آله و سلم هستند، خود را به اسلام نسبت میدهند، و همه آنها خود را برای کشتن و ریختن خون تو، و بیاحترامی به حریم تو، و به اسارت گرفتن اهل بیت تو و غارت خیام تو آماده کردهاند، در این هنگام است که خداوند لعنتش را شامل حال بنی امیّه کند، و آسمان خون و خاکستر بر سر مردم بباراند، و هر چیزی حتی حیوانات وحشی و ماهیان دریاها برای مصیبت تو میگریند.
(2) 2- جماعتی از افرادی که به آنها اشاره کردم به اسناد خود از عمر نسّابه رحمة اللَّه نقل کنند که در قسمت پایانی کتاب خود «الشّافی فی النّسب» به اسناد خود از جدّش محمّد بن عمر نقل کند که از عمر بن علی بن ابی طالب شنیدم که به دائیهای من (فرزندان عقیل) میگفت:
«هنگامی که برادرم حسین علیه السّلام در مدینه بیعت با یزید را رد کرد، من به محضرش رفتم، او را تنها یافتم عرض کردم، جانم به قربانت ای ابا
غمنامه کربلا، ص: 51
عبد اللَّه برادرت امام حسن علیه السّلام از پدرش علی علیه السّلام نقل کرد- به اینجا که رسیدم گریه گلویم را گرفت و منقلب شدم، نالهام بلند شد- امام حسین علیه السّلام مرا به سینهاش چسبانید و فرمود: «آیا خبر داد که من کشته میشوم؟» عرض کردم: خدا آن روز را نیاورد ای پسر رسول خدا.
فرمود: «تو را به حق پدرت سوگند میدهم، آیا او خبر از قتل من داد؟» عرض کردم: «آری چه میشد که خود را کنار نمیکشیدی و بیعت میکردی؟» امام حسین علیه السّلام در پاسخ فرمود: پدرم فرمود رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله و سلم به من خبر داد که او و من هر دو کشته میشویم، و قبر من (در کربلا) نزدیک قبر پدرم (در نجف اشرف) خواهد بود «1» آیا گمان میکنی که آنچه تو به آن آگاه هستی من آگاه نیستم؟
و انّه لا اعطی الدّنیّة من نفسی ابدا، و لتلقین فاطمة اباها شاکیة ما لقیت ذریّتها من امّته، و لا یدخل الجنّة احدا آذاها فی ذرّیّتها
، همانا حقیقت این است که من هرگز زیر بار پستی و ذلّت نمیروم، روز قیامت در آن هنگام که فاطمه علیها السّلام با پدرش ملاقات میکند، شکوه آنچه را که از ناحیه امّت پدر، به فرزندانش رسیده به آن حضرت خواهد کرد، احدی از کسانی که حضرت زهرا علیها السّلام را در مورد فرزندانش آزردهاند،واردبهشت نمیگردند.

بازدید امروز این صفحه : 2
تعداد بازدید تا کنون : 89

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

×